آذخبر

رئالیزم تورکی، ایده‌ آلیزم فارسی؛ سیاست، ادبیات

رئالیزم تورکی، ایده‌ آلیزم فارسی؛ سیاست، ادبیات

- اندازه متن +

اگر تاریخ را به دور از غرض مطالعه کنیم و تاریخ تورکان را نه از منظر کینه‌توزی و دشمن‌پنداری، بلکه از سر دغدغه‌مندی اجتماعی واقعی مورد مطالعه قرار دهیم، به نکاتی پی می‌بریم که می‌تواند در این مقطع تاریخی حساس به کارمان بیاید. تاریخ تورکان را باید در بستر جغرافیای تاریخی و جامعه‌شناسی تاریخی مورد مطالعه قرار داد تا به فهمی کاملاً عینی و واقعی دست یافت.

تورکان به اقتضای جغرافیا، شرایط اجتماعی و ماهیت تحولات سیاسی و اجتماعی تاریخ خود، مردمانی اهل شمشیر و‌ تدبیر، سیاست و عمل بار آمده‌اند و در دام افکار انتزاعی و ایدئولوژیک نیفتاده‌اند. مقایسهٔ سلطان محمود غزنوی و فردوسی می‌تواند مثال جالبی باشد.

وقتی فردوسی درگیر افکار انتزاعی و سیر و خلسه در گذشتهٔ ذهنی خود بود، سلطان غزنوی با دو ابزار تدبیر و شمشیر، تعیین کنندهٔ اصلی جایگاه فردوسی و شاهنامه‌اش برای تایید یا رد بود. فردوسی از گذشته‌ای افسانه‌ای شعر می‌سرود اما این سلطان محمود بود که با عقل واقع‌گرا و قدرت نظامی و سیاسی، سر از هند و ثروت افسانه‌ای آن در می‌آورد.

در زبان تورکی ضرب‌المثلی داریم که می‌گوید. «دونَنی دئمه بویونو دئ» (دیروز را رها کن، از امروز بگو). آری سلطان محمود هم مصداق عینی این ضرب‌المثل را عملاً انجام می‌داد. او در برابر فردوسی دست به قلم و مرکب نمی‌بُرد تا از تاریخ افسانه‌ای و زرین گذشتهٔ خود و قوم خود بگوید، بلکه خود تاریخ زرینی را می‌آفرید و در عمل اثبات می‌کرد که آنچه در گذشته دستاورد بوده، تمام شده رفته و آنچه مهم است، امروز است، پس باید امروز را دریافت.

بنابراین سلطان محمود یک نمونه و الگوی عینی از تاریخ تورکان و فهم آنها از چیستی جامعه و تاریخ است. فهمی که متکی به عینیت و مستلزم عمل بوده است.

آری ما تورکان همواره اهل عمل بوده‌ایم اما از زمانی که بر اثر مقتضیات زمان، با مردمی غرق در تفکر انتزاعی مانند تات‌ها یا تاجیک‌ها مواجه شدیم، تحت تاثیر آنها قرار گرفتیم. این متاثر شدن یک انتخاب نبود، بلکه یک پاسخ و واکنش بود برای تحقق واقعیت امر سیاسی حکومت بر ایران تا بتوانیم با غیر تورک‌ها به‌ویژه فارسی‌زبان‌ها به سازگاری برسیم و اهداف سیاسی و فتوحاتمان را پیش ببریم.

سلجوقیان نمونه‌ای از دولت‌های تورک در تاریخند که با تکیه بر شمشیر و تدبیر عملی توانستند با استیلا بر منطقه‌ای بسیار وسیع، حکومتی قدرتمند تشکیل دهند و آسیای صغیر را نیز تصرف کنند اما همین سلجوقیان، زمانی که در دام افکار انتزاعی و قشری‌گری دیوانسالاران فارسی افتاند، دیگر آن واقع‌بینی، تدبیر عملی و شکوه و جلال گذشته را نداشتند.

سنت تاریخی عمل‌محور ما با سنت تاریخی ذهنیت‌محور فارسی در تضاد بوده و ما تورکان هر چه‌قدر این سنت تاریخی انتزاعی و ذهنیت‌محور را سرلوحهٔ کار خود قرار داده‌ایم، همان‌قدر از سنت‌های رئالیستی، عینی و عملگرایانهٔ خود دور شده‌ایم.

با یک مرور کلی تاریخ از عصر سلجوقی تا انقلاب مشروطه، متوجه می‌شویم که جریان روشنگری و آزادی چه‌قدر در بین آزربایجانی‌ها زنده و پویا بوده است. به طوری که اکثر نمایندگان دموکرات و سوسیال‌ دموکرات مجلس، آزربایجانی و در صدر آنها، تبریزی بودند.

گویی این سنت تاریخی هنوز هم در بین تورک‌های ایران جاری و ساری‌است. حتی در مقطع تاریخی انقلاب سال ۵۷ نیز باز می‌بینیم آزربایجانی‌ها تا حد زیادی از گرفتاری در چنبرهٔ ایدئولوژی و تفکر انتزاعی دور هستند و سعی می‌کنند قرائتی عینی از دین و تاریخ عرضه کنند.

دکتر اسماعیل حسن زاده در کتاب «انقلاب اسلامی در مرند» اوضاع و احوال آن دوره را به روشنی و با سند و مدرک تشریح و تبیین نموده است. با مطالعهٔ کتاب او به روشنی متوجه می‌شویم که آزربایجانی‌ها و مرندی‌ها چگونه از تفکرات رادیکال ولو دینی و اسلامی، دور بوده‌اند و نمی‌خواستند با توسل به باورها و عقاید دگماتیک شبه‌دینی، امر حکومت‌داری را از عنیت و عمل‌گرایی دور نگه دارند.

نمونهٔ عینی این دوره هم آیت‌ الله شریعتمداری‌ است‌ که آشکارا با تولیت کامل و بلاشرط دین و اهل دین بر امور سیاسی مخالف بود.

آری! گویی این تضاد و تناقض در سنت تاریخی بین ما و فارسی‌زبان‌ها هنوز هم زنده است. ظاهراً آنها هنوز هم گرفتار تفکرات انتزاعی و عقاید دگم و سفت و سخت هستند. چنانکه همین تفکر انتزاعی و رادیکال بر سیاست بین‌المللی و منطقه‌ای حکومت ایران سایه گسترده و کشوری ثروتمند مانند ایران را با مشکلات عدیده‌ای در زمینهٔ تعامل و ارتباط با همسایگان و دنیا در زمینه‌های سیاسی و اقتصادی مواجه کرده است.

«یدالله خدابخشی (یئکنلی)»

ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *