رویکرد دولت هاشمی رفسنجانی در قبال روابط با جمهوری آزربایجان
علیاکبر هاشمی رفسنجانی رئیسجمهور پیشین ایران که در کشوقوسهای قدرت میان او و علی خامنهای بهصورت مشکوکی فوت کرد در خاطرات خود درباره گسترش روابط ایران با جمهوری آزربایجان و جذب این کشور بهسوی ایران مینویسد:
«[آقای احد قضائی] سفیر جدید در [جمهوری] آزربایجان آمد؛ قبلاً کنسول ایران در آزربایجان بوده. گفت، جمهوری اسلامی برای جذب آزربایجان، از فرصتها استفاده نکرده و زمینه خوب مردمی را ازدستداده و باید تلاش کرد که این دومین کشور شیعه را که متحد طبیعی ماست، جذب کنیم. دربارۀ راهکارهای این هدف مشورت کرد. من هم موانع واقعی کار را توضیح دادم.» خاطرات اکبر هاشمی – ۱۹ شهریور ۱۳۷۹
پرواضح است منظور رفسنجانی از «موانع واقعی کار» همان هویت تورک آزربایجان است که سیاسیون فارس ایران را از نزدیک شدن به آن بر حذر میدارد.
زیر آنها معتقدند نزدیکی بیشتر با کشورهای آزربایجان و ترکیه موجب افزایش بیداری ملی میان تورکهای ایران خواهد شد و این میتواند کاتالیزور اصلی تجزیه ایران شود.
در خاطرات مرحوم جواد هیئت نیز در رابطه با رویکرد دولت رفسنجانی در قبال گسترش روابط با جمهوری آزربایجان آمده است: در زمان ریاست جمهوری رفسنجانی، مرکزی با عنوان «مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری» به ریاست سعید حجاریان در تهران فعالیت خود را آغاز کرد تا بتواند سیاست ایران در قبال جمهوریهای تازه تأسیس یافته، بهویژه جمهوری آزربایجان و جنگ قاراباغ تعیین کرده و در اختیار مجریان قرار دهد.
در همین راستا دکتر جواد هیئت مدیرمسئول مجله وارلیق به مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری دعوت شد. آقای حجاریان و همکاران او به دنبال یافتن پاسخ برای دو سؤال اساسی بودند. سؤال اول این بود که دولت ایران چه سیاستی باید در قبال جمهوری آزربایجان اتخاذ کند؟ دوم اینکه ملیگرایی در میان «آذریهای ایران» بهسرعت در حال رشد است. چگونه میتوان از پیشرفت آن جلوگیری کرد؟
دکتر جواد هیئت در پاسخ به سؤال اول میگوید که ایران بهحق در قبال اتحاد جماهیر شوروی سیاست تدافعی اتخاذ کرده بود؛ اما دیگر شوروی فروپاشیده و دلیلی وجود ندارد که در قبال جمهوریهای تازه تأسیس بهویژه جمهوری آزربایجان سیاستی تدافعی و یا خصمانه در پیشگرفته شود؛ بنابراین ایران باید روابط دوستانه و برادرانهای با دولت و مردم جمهوری آزربایجان داشته باشد.
بهعلاوه، اکثریتقریببهاتفاق مردم آزربایجان تحصیلکرده و باسواد هستند و سالها تحت حاکمیت یک نظام بیدین زندگی کردهاند؛ بنابراین اگر ایران قصد آموزش مسائل دینی را دارد، نباید به آزربایجان آخوند بفرستد، بلکه باید متخصصین امور دینی در حد اساتید دانشگاه به آنجا بفرستد. همچنین در جنگ قاراباغ دولت ایران باید در کنار مردم مسلمان آزربایجان قرارگرفته و از آنها دفاع کند.
دکتر هیئت در پاسخ به سؤال دوم، پرسشی مطرح میکند که آیا شما ترکها را بهعنوان «ملت» قبول میکنید؟ اگر بهعنوان یک ملت قبول دارید، پس باید حقوق ملی آنها را به رسمیت بشناسید و زبانشان را رسمی کنید. ولی اگر بهعنوان ملت قبول ندارید پس چه واهمهای از رشد ملیگرایی دارید؟
این اولین و آخرین باری بود که دکتر هیئت به مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری و مؤسسات مشابه دعوت شد.
ازآنپس سیاست ایران در قبال جمهوری آزربایجان با مشورت با افرادی چون عنایت رضا، پرویز ورجاوند و اصغر فردی تعیین گردید و ایران نهتنها اتحاد سیاسی با ارمنستان را به آزربایجان ترجیح داد و در جنگ قاراباغ از ارمنستان حمایت کرد، بلکه با تغییر دادن نام بخشی از آزربایجان به استان اردبیل و فشار روزافزون بر فعالیتهای فرهنگی ترکها در ایران، هم در سیاست خارجی و هم در سیاست داخلی راه نادرستی در پیش گرفت و درنتیجهی آن، روابط ایران و آزربایجان که میتوانست مانند روابط ترکیه و آزربایجان دوستانه و برادرانه باشد، پرتنش گردید.




