سیمکارت های سفید و روسیاهی صورت های صد چهره
حذف منتقد و مخالف توام با پرورش مزدور، شاهکلید تداوم توتالیتاریسم است.جریانات رادیکال و تمامیتخواه معمولا در شرایطی که حکومت سابق گرفتار بحران است، با طرح شعارهای پوپولیستی بخشی از جامعه را با خود همراه نموده، با سرنگونی نظام سابق قدرت را قبضه میکنند و برای تحکیم قدرت و تحمیل ایدئولوژی خود به کل جامعه، از انقلابیگری به توتالیتاریسم شیفت میکنند و احزاب، نشریات و افراد منتقد و هرآنچه ضامن دموکراسی و تکثرگرایی است را سرکوب کرده، تکصدایی را حاکم مینمایند.
اما سرکوب مخالفان و منتقدان بدون نیروی وفادار مقدور نیست و وفاداری فقط با القاء ایدئولوژی حکومتی ممکن نمیشود و در بسیاری از موارد نیازمند ایجاد سهمیه، رانت و فرصتهای ویژه برای وفاداران است.
توتالیتاریسم به امید تداوم حکمرانی، هزینه شرافتمندانه زیستن را سنگین و مسیر مزدوری و نوکری را تسهیل میکند. اما این رانتها منشأ فساد و تباهی شده، نهایتا موجب فروپاشی همان نظامها میشوند.
آنا آخماتووا (احمدووا) شاعر تورکتبار روسیه جزو همان نخبگانی بود که بخاطر آزادگیاش مورد غضب کمونیستها واقع شد.
آنها او را شاعری ضدانقلاب و مروج اشرافیگری میدانستند.همسرش را کشتند و تنها پسرش را بارها و بارها به زندان انداختند.
او را از شورای نویسندگان اخراج کردند و سهمیهٔ غذایش را هم قطع نمودند تا تسلیم شود یا تدریجا در فقر و گرسنگی بمیرد.اگر حمایت دیگر نویسندگان و اندیشمندان آزاده نبود، بدون شک او زنده نمیماند.
دستگاه سرکوب شوروی در عین حال که نخبگان آزادیخواهی چون آخماتووا، احمد جواد، حسین جاوید و میکائیل مشفق را با محرومیت اجتماعی، زندان، تبعید و اعدام سرکوب میکرد، با ایجاد رانت، مزدورانی چون «صورت حسینُف» را پرورش میداد تا سلطه نظام توتالیتر بر ملتها را تسهیل نمایند.
حسینف تکنسین لولهکشی کارخانهٔ پنبه بود که به لطف سرسپردگی به مسکو در مافیای روسی شوروی جذب و به ثروت بسیار دست یافت و پس از فروپاشی شوروی در جبههٔ خلق نفوذ نمود و به بهانهٔ مبارزه با متجاوزان ارمنی ارتشی درست کرده به قاراباغ رفت، اما در جنگ سرنوشتساز شوشا، به فرمان مسکو به آذربایجان خیانت نمود و زمانی که مرحوم ائلچیبی دستور بازداشتش را صادر کرد، او اقدام به کودتا نموده با محاصرهٔ باکو خواهان کنارهگیری ائلچیبی شد و نهایتا ائلچیبی چاره را در دعوت از حیدر علیف به پایتخت دید و حسینف موقتا نخستوزیر شد.
خوشبختانه علییئو با تثبیت قدرت و توافقاتی که با مسکو و … داشت، توانست حسینف را در بازی قدرت شکست داده و حذف نماید.
تقدیر ما هم بیشباهت به سرنوشت ملل تحت سلطهٔ شوروی سابق نیست.
انقلابی که با شعارهای فریبنده مثل آب و برق مجانی و مسکن برای فقرا مصادره گردید، هزاران منتقد و مخالف به اشکال مختلف حذف شدند و مزدورپروری از طریق سهمیه و رانت به اوج رسید و همین رانتها دقیقا مثل شوروی سابق، به چنان فساد گستردهای انجامید که کشور با وجود منابع عظیم نفت، گاز، طلا و … به ورشکستگی رسید.
سیمکارت سفید نمونهای کوچک از این رانتهاست که در اختیار برخی سرسپردگان تهران قرار گرفته تا در جهانی که رسانه به یکی از مهمترین ابزارهای قدرت تبدیل شده، افکار عمومی جامعه را مهندسی و دستگاه پروپاگاندای حاکمیت را تقویت نمایند.
در این میان با تغییرات فنی شبکهٔ ایکس (توئیتر سابق) دارندگان این رانت رسوا شدند.
برخی از این رسواشدگان سالهاست که خود را فعال ملی معرفی کرده، در ظاهر علیه ایرانشهریها، آذریها و سلطنتطلبها نوشتهاند اما در پشت پرده از حرکت ملی برای معامله با حکومت سوءاستفاده نموده، با اخذ رانتهای گسترده از جمله پروژههای عمرانی میلیاردی، از فقر به ثروتی چند صد میلیاردی رسیدهاند.
اینها همان «صورت»های روسیاه آزربایجان هستند که بهنام حرکت ملی اما به کام استبداد و فاشیزم فارسگرا فعالیت میکنند و اگر درست و دقیق شناسایی و مهار نشوند، نه فقط در زمان حال، که در مهمترین بزنگاههای پیشروی ملتمان، در سایه نفوذ و ثروت نامشروعی که دارند، زهرآگینترین خنجرها را بر پشت آزربایجان و حرکت ملی فرود خواهند آورد.
بنابراین لازم است که ضمن پرهیز از تفرقه و تخریب بیجا، این افراد فرصتطلبِ چندچهره شناسایی و مهار شوند.
حرکت ملی از بیداری ملی نشأت میگیرد و شناخت و ایجاد تمایز بین فعالان حقیقی و فرصتطلبان معاملهگر، لازمه موفقیت این جنبش است.
«ر. معینی راد»




