محمد خاتمی: گلوله را تبرئه، قربانی را متهم کنید
وقتی «اصلاحطلبی» به سخنگوی سرکوب بدل میشود
محمد خاتمی، رئیسجمهور پیشین جمهوری اسلامی، در موضعی همراستا با اتاقهای فکر سرکوب، اعتراضات سراسری مردم ایران را نه فریاد خشم و مطالبهی حق، بلکه «توطئهای بزرگ و برنامهریزیشده» توصیف کرد؛ ادعایی که سالهاست به ابزار نخنمای مشروعسازی خشونت دولتی تبدیل شده است.
بازتولید روایت امنیتی؛ پاککردن صورت مسئله
خاتمی در بیانیهای آکنده از ادبیات تکراری و امنیتی، با ارجاع به «اظهارات مقامات اسرائیلی» و «حمایت آمریکا»، بار دیگر کوشید ریشههای خشم اجتماعی را به بیرون از مرزها نسبت دهد؛ روایتی که هدف آن، انکار واقعیتهای عینی جامعهای است که زیر فشار فقر، تبعیض، سرکوب و گلوله نفس میکشد.
خشونت از کجا آغاز شد؟
او با وقاحتی آشکار مدعی شد که «ورود خشونت عریان» صحنه اعتراضات را تغییر داده است، بیآنکه توضیح دهد این خشونت:
-
از لوله کدام تفنگ آغاز شد،
-
با فرمان کدام نهاد شلیک شد،
-
و علیه کدام مردم بیدفاع اعمال گردید.
سکوت در برابر خون؛ حتی یک کلمه تسلیت
در تمام این بیانیه، حتی یک اشاره به:
-
کشتار سیستماتیک معترضان
-
شلیک مستقیم به مردم
-
زندان، شکنجه و اعدام
دیده نمیشود. خاتمی نهتنها هیچ مسئولیتی متوجه حاکمیت ندانست، بلکه حتی به حداقل رسم انسانیت نیز پایبند نماند و هیچ تسلیتی به خانوادههای جانباختگان نگفت.
اصلاحطلبی یا بزک سرکوب؟
این موضعگیری شرمآور، حلقهای دیگر از زنجیرهای است که پیشتر با اظهارات چهرههایی چون مسعود پزشکیان تکمیل شده بود؛ جایی که معترضان بیسلاح «تروریست» نام گرفتند و سرکوب خونین، مشروعسازی شد.
آنچه امروز از زبان چهرههای موسوم به «اصلاحطلب» شنیده میشود:
-
نه اصلاح است
-
نه نقد قدرت
بلکه بازنویسی همان ادبیات سرکوب با لحنی نرمتر و چهرهای بزکشده است؛ ادبیاتی که در نهایت گلوله را تبرئه و قربانی را متهم میکند.



