مشتاقان جنگ جدید در قفقاز
رهبران ارمنستان و آذربایجان افراد جنگطلبی نیستند ولی همه طرفهای درگیر در قفقاز، مشتاق جنگ دیگری هستند و شاید دیر یا زود جنگ دیگری نیز در این منطقه رخ دهد.
سال ۱۹۵۶ مصر كانال سوئز را ملی اعلام کرده، ارتش خود را در آنجا مستقر کرد. در مقابل، انگلیس از اسرائیل خواست تا صحرای سینا و کانال را اشغال کند تا انگلیس در قالب میانجی وارد شده و نیروهای خودش را در کانال مستقر کند.
آمریکا با توسل به زور در آن موضوع موافق نبود و فرانسه تنها همراه انگلیس در آن جنگ شد. نقشه خوب پیش رفت، ولی مصر از شوروی کمک خواست تا بتواند جنگ را ادامه دهد و آمریکا از ترس نزدیکی بیشتر مصر به شوروی، متجاوزان را وادار به عقبنشینی کرد.
جهان فهمید که انگلیس و فرانسه دیگر ابرقدرت نیستند و آمریکا و شوروی ابرقدرتهای جهانند و این به اعتبار انگلیس و فرانسه در مستعمرات آنها لطمه زد و آنها مستعمراتی را از دست دادند که رهایی الجزایر بیش از همه برای فرانسه گران آمد.
فرانسه بخاطر آن موضع آمریکا حالت قهر به خود گرفت ولی انگلیس رضایت داد که صرفا دستیار آمریکا باشد. اسرائیل هر چند عقبنشینی کرد ولی اعتماد به نفس لازم برای جنگ ۱۹۶۷ و جنگهای بعدی را پیدا کرد. آمریکا از حالا خود را به زنگهزور رسانده و پوتین هم مهمان باکو شده است.
از آنجا که فرانسه در جنگ پیشین جانفشانی لازم را نکرده، دنبال فرصت است تا از شرمندگی برادر کوچکتر خلاص شود. ترکیه مثل کوه پشت برادر ایستاده و حتى اختلاف نظر او با فرانسه در جنگ آتی ممکن است به زیان ناتو تمام شود.
جنگ غزه باعث مرگ چهل هزار فلسطینی و نابودی زیستگاه آنها شد ولی آن جنگ و همدردی جهانی صورت گرفته با قربانیان آن، بیش از همه به نفع روسیه بود تا چند صباحی جنگ اوکراین را به حاشیه امن هدایت کند.
پس هر جنگی در هر کجای جهان فعلا به سود روسیه است، خصوصا که میتواند در اين جنگ احتمالی، متحدان منطقهای قدرتمندی پیدا کند. ارمنستان و آذربایجان نیز هر کدام پیروز یکی از جنگهای پیشین بودهاند و به تنش آتی به عنوان فینالی برای تعیین قهرمان قفقاز و کسب اعتماد به نفس نگاه خواهند کرد.
اما موضع ایران در جنگ احتمالی آینده را نه اتاق فکرهای شوونیستی وزارت خارجه، بلکه این صدهزار نفری تعیین خواهند کرد که امروز عازم استادیوم سهند هستند تا همچنان میدان را در دست داشته باشند. ابراهیم رشیدی “ساوالان”
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟