شکست دیوار سکوت با سکوت آزربایجان در قبال کشتهشدگان آزربایجان
در تاریخ معاصر ایران، آزربایجان همیشه بهعنوان یکی از ارکان هویتی و فرهنگی ایران، نقش مهمی در تحولات سیاسی و اجتماعی کشور داشته است. از انقلاب مشروطه تا جنبشهای معاصر، نامهایی مانند ستارخان و باقرخان نماد مبارزه و آزادیخواهی تورکهای آزربایجان شدهاند. اما امروز، در سکوت تلخی که این ملت نسبت به کشتهشدن فرزندانش از جمله ستارخان در تهران یا جانباختگان اخیر در اعتراضات سراسری اتخاذ کرده است، نشانههایی از شکاف تاریخی و اجتماعی نمایان میشود.
ستارخان؛ نماد ایستادگی و مظلومیت
ستارخان، سردار ملی، با رهبری بخشی از انقلاب مشروطه، در تاریخ آزربایجان و ایران جایگاهی ماندگار دارد. او که با مقاومتش در تبریز نماد آزادیخواهی شد، سرانجام در تهران با بیمهری و بیعدالتی کشته شد. جایگاه والای ستارخان در دل ملت آزربایجان هنوز پابرجاست، اما این سؤال پیش میآید: چرا مردم آزربایجان در برابر این فاجعه تاریخی و دیگر رخدادهای مشابه، صدای اعتراض بلند نکردند؟
کشتهشدگان معاصر؛ از آیلار حقی تا حدیث نجفی
در جریان اعتراضات سالهای اخیر، نامهایی مانند “آیلار حقی“، دانشجوی جوان و آزادیخواه تبریزی، یا “حدیث نجفی“به نمادهای مقاومت بدل شدهاند. خون این جانباختگان روی زمین ریخته شد، اما واکنشهای سرد و سکوت سنگین از سوی برخی بخشهای جامعه تورک آزربایجان پرسشهای زیادی را برانگیخته است.
شهرهایی مانند تبریز، اورمیه، اردبیل و زنجان،قزوین،همدان،قره،بیجار،کرج و تهران که قلبهای تپنده فرهنگ و هویت آزربایجان هستند، در این وقایع همواره سکوتی نگرانکننده را تجربه کردهاند. این سکوت گاه بهعنوان نشانهای از استراتژی و خویشتنداری تفسیر میشود، اما بیشتر مواقع، نوعی انفعال اجتماعی را به ذهن متبادر میکند.
علل سکوت؛ ترس، بیاعتمادی یا استراتژی؟
سکوت تورکهای آزربایجان را میتوان از جنبههای مختلف تحلیل کرد:
1. فشارها و سرکوب سیاسی: فضای امنیتی سنگین در مناطق آزربایجان و برخورد با هرگونه تجمع و اعتراض مردمی، بسیاری را به سمت سکوت و احتیاط سوق داده است.
2. نبود همبستگی ملی فراگیر: اختلافات تاریخی و زبانی، در کنار نادیدهگرفتن هویت تورکهای آزربایجان در سطح ملی، به کاهش انگیزه برای اعتراضات جمعی دامن زده است.
3. استراتژی صبر: برخی معتقدند که آذربایجان در لحظات حساس تاریخی همواره با هوشمندی و صبر، مسیر مناسب را برای دفاع از هویت و حقوق خود انتخاب کرده است.
شکستن دیوار سکوت؛ نیاز به همبستگی و همصدایی
اما آیا این سکوت ادامه خواهد یافت؟ تجربه تاریخی نشان میدهد که آزربایجان، هرگاه که شرایط مهیا بوده، پیشگام اعتراضات و تغییرات اجتماعی شده است. برای شکستن دیوار سکوت، نیاز به همبستگی در میان ملل مختلف ایران و تمرکز بر مطالبات مشترک وجود دارد.
به یاد داشته باشیم که خونهایی که ریخته میشوند، تنها بر یک قوم یا منطقه تأثیر نمیگذارند. آیلار حقی و حدیث نجفی نمادهایی از درد مشترک تمام ایران هستند، و تنها با اتحاد میتوان به آیندهای بهتر دست یافت.
نتیجهگیری: از سکوت تا فریاد
دیوار سکوت آزربایجان دیر یا زود خواهد شکست، زیرا تاریخ نشان داده است که این ملت در لحظات سرنوشتساز، به میدان میآید و صدای خود را بلند میکند. شاید زمان آن رسیده باشد که تورکهای آزربایجان، با گرامیداشت یاد کشتهشدگان خود و اعتراض به نابرابریها، بار دیگر نقش تاریخی خود را در ایران ایفا کنند.
مهدی نریمانی
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟