جمهوری اسلامی را در شرایطی مشابه وضعیت اتحاد شوروی
سقوط اسد، نابودی حماس و حزبالله، و فروپاشی «محور مقاومت» در سال ١۴٠٣، جمهوری اسلامی را در شرایطی مشابه وضعیت اتحاد شوروی در سال ١٩٨٩ پس از خروج از افغانستان قرار داده است.
جمهوری اسلامی در یک نقطه عطف تاریخی است. شکست در سوریه، فقط یک ناکامی استراتژیک نیست، بلکه نمادی از ناکارآمدی گستردهتر نظام است و این دقیقا همان چیزی است که برای اتحاد شوروی روی داد.
پس از خروج شوروی از افغانستان در سال ۱۹۸۹، این کشور با چالشهای جدی روبرو شد. جنگ، اقتصاد شوروی را تضعیف، مردم را ناامید و خشمگین، و ضعفهای ساختاری نظام سیاسی را آشکار کرده بود.
رکود اقتصادی و فساد گسترده، خواست تغییر در جامعه را تشدید کرد. سیاستهای گورباچف مانند پرسترویکا (بازسازی) و گلاسنوست (شفافیت)، تلاشی برای حل مشکلات بود، اما این تغییرات، به طور ناخواسته، اقتدار آهنین شوروی را تضعیف کرد.
ظرف دو سال یعنی در سال ۱۹۹۱، اتحاد جماهیر شوروی از هم پاشید و هفتاد سال حکومت کمونیستی پایان یافت. شکست در افغانستان، کاتالیزوری بود که روند فروپاشی را تسریع کرد. جمهوری اسلامی امروز با چالشهای جدی روبروست.
نسل جوان، ارزشهای جمهوری اسلامی را نمیپذیرد و خواهان آزادیِ انتخاب سبک زندگی است. اقتصاد ایران رو به ورشکستگی است. تحریمهای اقتصادی که حاصل سیاست خارجی ستیزهجویانه خامنهای است، معیشت کارگران، کارمندان، بازنشستگان و دیگر اقشار کمدرآمدِ جامعه را در تنگنای شدی قرار داده است.
نظام سیاسی، تا بنِ دندان فاسد و تنها در راستای منافعِ طبقه حاکم است. اگر علی خامنهای بر سیاستهای فعلی پافشاری کند، فروپاشی جمهوری اسلامی، اجتنابناپذیر است.
گام گذاشتن در مسیر تغییر هم، خالی از مخاطره نیست و میتواند نظام را به سرعت در سراشیبی سقوط قرار دهد. عمرِ طبیعی جمهوری اسلامی، دستکم در شکلِ فعلی، به پایان رسیده است.
مهدی پرپنچی
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟