کریدور زنگهزور، معمای فشار تهران و چالشهای ژئوپلیتیکی در قفقاز
در ماجرای کریدور زنگهزور، پرسشی کلیدی مطرح است که پاسخ به آن میتواند بسیاری از تحولات اخیر را روشن سازد: چرا جمهوری اسلامی ایران بیشترین انتقادات و تهدیدهای خود را متوجه جمهوری آذربایجان کرده، در حالی که تصمیمگیر نهایی درباره واگذاری مسیر این کریدور، دولت ارمنستان است؟ این پرسش نهتنها سیاست منطقهای ایران را زیر سؤال میبرد، بلکه زوایای پنهانتری از تحولات ژئوپلیتیکی قفقاز جنوبی را نیز نمایان میسازد.
کریدور زنگهزور، پیوندی زمینی میان سرزمین اصلی جمهوری آذربایجان و جمهوری خودمختار نخجوان برقرار میکند و مسیر ارتباطی مستقیم جمهوری آذربایجان با ترکیه را فراهم میسازد. این کریدور صرفاً گذرگاهی ترانزیتی نیست، بلکه ابزاری راهبردی برای تعمیق روابط با آنکارا و ارتقای موقعیت ژئوپلیتیکی جمهوری آذربایجان در معادلات منطقهای و فرامنطقهای، بهویژه در خاورمیانه، بهشمار میرود. از منظر ایران، این پروژه نهتنها راه نفوذ سنتیاش در قفقاز را سد میکند، بلکه جمهوری آذربایجان را بیش از پیش در مدار سیاستهای ترکیه قرار میدهد.
اهمیت ژئوپلیتیکی کریدور زنگهزور پس از جنگ دوم قرهباغ و بازپسگیری مناطق اشغالی توسط جمهوری آذربایجان، دوچندان شد. در این روند، جمهوری آذربایجان با ایفای نقش بازیگر فعال و ترکیه با گسترش نفوذ خود، نظم سنتی قدرت در قفقاز جنوبی را بهطور بنیادین دگرگون کردهاند. چنین تغییری برای ایران که همواره نسبت به مرزهای شمالیاش حساسیت بالایی داشته، حامل تهدیدهایی عمیق، بهویژه در حوزه امنیت داخلی و مسائل قومی است.
جمهوری اسلامی ایران در واکنش به این تغییرات، مواضعی تدافعی و در برخی موارد تهاجمی اتخاذ کرده و کریدور زنگهزور را یکی از کانونهای اصلی تهدیدات خود قلمداد میکند. این سیاست، از طریق ابزارهای دیپلماتیک، فشارهای رسانهای و تلاش برای جلب حمایت روسیه دنبال میشود. تهران امیدوار است با بهتعویق انداختن اجرای پروژه، زمان را به نفع خود بخرد تا روسیه پس از کاهش درگیری در اوکراین، نقش موازنهگر خود در قفقاز را از سر بگیرد.
اظهارات صریح مقاماتی مانند ابراهیم عزیزی، رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس، و علیاکبر ولایتی، مشاور عالی رهبری، که کریدور زنگهزور را «خط قرمز» ایران خواندهاند، نشاندهنده رویکردی امنیتمحور، ایدئولوژیک و تا حدی تدافعی است. اما پرسش اصلی همچنان پابرجاست: چرا ایران، بهجای ارمنستان که یکی از تصمیمگیرندگان اصلی و نهایی در اجرای کریدور است، جمهوری آذربایجان را آماج حملات و تهدیدهای خود قرار میدهد؟
پاسخ این معما را باید در تغییر جهتگیری ژئوپلیتیکی ایروان جستوجو کرد. دولت نیکول پاشینیان در سالهای اخیر، با چرخش بهسوی غرب و تقویت روابط با اتحادیه اروپا و ایالات متحده، عملاً میدان مانور ایران برای اعمال فشار را محدود کرده است. ارمنستان اکنون از حمایتهای تازهای برخوردار است که تقابل مستقیم با آن ممکن است پیامدهای پرهزینهای برای ایران بهدنبال داشته باشد. از این رو، تهران ترجیح میدهد بخش عمدهای از انتقادات و تهدیدهای خود را متوجه جمهوری آذربایجان سازد، تا بدون تحریک مستقیم غرب، مانعی برای اجرای پروژه ایجاد کند.
اما این تصمیم، غفلت از واقعیت بزرگتری را نیز در پی دارد: کریدور زنگهزور نهتنها منافع جمهوری آذربایجان و ترکیه را تأمین میکند، بلکه برای بازیگران غربی نیز ابزاری برای حضور در نقطهای حساس در نزدیکی مرزهای ایران فراهم میآورد. حضور غرب در این منطقه، در سایه تضعیف نفوذ روسیه، میتواند به تهدیدی ساختاری برای تهران بدل شود.
جای پای این حضور، به شکلی معنادار از درون ارمنستان فراهم میشود؛ کشوری که در تلاش برای رهایی نسبی از سایه تهدید روسیه، به استقبال پروژههایی رفته که غرب را تا بیخ گوش ایران میکشاند. با این وجود، از دیدگاه واقعگرایی ژئوپلیتیکی، برای توقف یا تغییر مسیر این پروژه، ایران باید فشار خود را بهطور مستقیم بر ارمنستان، که مالک سرزمینی و تصمیمگیرنده اصلی است، متمرکز کند. اما نبود پشتوانه حقوقی و حمایت بینالمللی کافی، مانع از اعمال چنین فشاری شده و تهران را به سمت تمرکز بر تهدید و فشار دیپلماتیک علیه جمهوری آذربایجان سوق داده است، با این امید که بتواند روند پیگیری کریدور را متوقف کند.
این در حالی است که پروژه کریدور زنگهزور علاوه بر حمایت جمهوری آذربایجان، از سوی بازیگران منطقهای و فرامنطقهای مهمی نیز مورد حمایت است و تلاشهای تهران در این مسیر، اگرچه ممکن است به طور موقت تاثیرگذار باشد، در درازمدت منجر به افزایش بیاعتمادی، تضعیف جایگاه ایران و انزوای ژئوپلیتیکی آن در میان کشورهای ترکزبان و سایر بازیگران منطقه خواهد شد.
تئومان
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟