ادامه بیخبری از وضعیت علی بابایی؛ الهام جوانشیر خواستار اطلاعرسانی و آزادی همسرش شد
با گذشت حدود یک ماه از بازداشت علی بابایی، فعال مدنی آذربایجانی، همچنان هیچ اطلاعات روشنی درباره وضعیت، محل نگهداری و شرایط او منتشر نشده است. الهام جوانشیر،
بازداشت عبدالله عاج پرین، کارگردان و منتقد تئاتر در قزوین
عبدالله عاج پرین، کارگردان و منتقد تئاتر اهل قزوین، از تاریخ ۱۸ دیماه بازداشت شده و بنا بر گزارشها همچنان در بازداشت به سر میبرد. تا زمان تنظیم
محمدحسن بهادری، شهروند ۳۵ ساله، در ساوه کشته شد
محمدحسن بهادری، شهروند ۳۵ ساله اهل شهرستان ساوه، در تاریخ ۱۹ آذر در همین شهر جان خود را از دست داد. بنا بر اطلاعات رسیده به حقوق بشر
مهدی سیفی آذر شهروند آذربایجانی در محله فلاح تهران به ضرب گلوله نظامی کشته شد
مطابق اطلاعات دریافتی جمعیت حقوق بشر آذربایجان ،ارک؛مهدی سیفی آذر، متولد ۶ فروردین ۱۳۷۴، در تاریخ ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ در تهران و در محله فلاح با شلیک گلوله
روایت کشته شدن میلاد شاهی؛ جوان آذربایجانی با شلیک مستقیم گلوله جان باخت
میلاد شاهی، جوان ۲۶ ساله آذربایجانی و ساکن نسیمشهر تهران، در جریان اعتراضات ۱۸ دیماه با اصابت مستقیم گلوله از ناحیه پشت سر هدف نیروهای سرکوبگر قرار گرفت
دیدار مادران مهدی موسوی نیکو و جاوید رضایی؛ روایت دو مادر در جستوجوی عدالت
در میان اندوهی که هنوز پایان نیافته، مادران مهدی موسوی نیکو و جاوید رضایی، دو نوجوان آذربایجانی که در جریان اعتراضات مردمی توسط ماموران جمهوری اسلامی ایران جان
بلاتکلیفی معصومه (مستانه) مرادخانی در زندان چوبیندر قزوین
معصومه مرادخانی، معروف به مستانه مرادخانی، بیش از یک ماه است که در شهر قزوین بازداشت شده و تحت بازجویی قرار دارد. بنا بر گزارشها، او هماکنون در
پریسا اسماعیلنژاد با شلیک گلوله نظامی به قلبش در آبیک کشته شد
مطابق اطلاعات رسیده به جمعیت حقوق بشر آذربایجان-ارک؛« پریسا اسماعیل نژاد »، متولد ۱۳۶۴ و اهل قزوین، ساکن شهر ابیک، در تاریخ ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ در خیابان طالقانی
بازداشت مجتبی گلشنی، شهروند آذربایجانیِ مجروح از اعتراضات در طارم
مطابق اطلاعات رسیده به جمعیت حقوق بشر آذربایجان-ارک؛« مجتبی گلشنی »، ۳۲ ساله و از شهروندان شهرستان طارم در استان زنجان، روز ۶ بهمنماه بازداشت شده است. بر
روایت صفیه قره باغی فعال اجتماعی از مراسم چهلم محمد امین امیری نوجوان کشته شده در اعتراضات دی ماه زنجان
مسجد شلوغ است.گوشه اى مى نشينم وبه رديف زنانى جشم مى دوزم كه جلوى ورودى روى صندلى نشسته اند. مادر “محمدامين اميرى” آرام است. ماسك زده و چشمانش