نقش خامنه ای و بیت رهبری در سرکوب فعالان محیط زیست ایران
سرکوب فعالان محیط زیست در ایران یک حادثه منفرد و تصادفی نیست، بلکه بخشی از الگوی سرکوب گستردهای است که با فرمان و سیاستهای علی خامنهای و بازوان فاسد امنیتی نظامی اش طراحی و اجرا میشود. رژیم جمهوری اسلامی، تحت رهبری خامنهای، هر گونه حرکت مستقل و غیر وابسته به قدرت را تهدیدی علیه بقای خود میبیند. همانگونه که کارگران معترض، زنان آزادیخواه، روزنامهنگاران مستقل و دانشجویان مبارز به جرم دفاع از حقوق انسانی به زندان انداخته میشوند، فعالان محیط زیست نیز تنها به دلیل عشق به طبیعت و تلاش برای نجات آینده ایران در زندان گرفتار شدهاند.
در سالهای اخیر حکومت جمهوری اسلامی، فعالان محیط زیستی بسیاری به شکل دستهجمعی بازداشت و زندانی شدند. مراجع قضائی حکومت، اتهام بیشتر آنها را جاسوسی برای دولت بیگانه اعلام کردند.
بیش از دو دهه پیش و با شدت گرفتن روند خشک شدن دریاچه ارومیه اعتراضات علیه «واکنش ضعیف حکومت» در قبال این مشکل شکل گرفت و فعالیت شهروندان و دغدغه مندان محیط زیست ایران نیز افزایش یافت.
در نتیجه افزایش این دغدغه ها بود که فقط در سال ۱۳۹۰ صدها تن بهخاطر اعتراض به این موضوع توسط نهادهای امنیتی حکومت بازداشت شدند.
جو استورک، مدیر وقت بخش خاورمیانه دیده بان حقوق بشر ، در خصوص این بازداشتها گفته بود دور جدید بازداشتها در ایران نشان دهنده تحمل ناپذیری مقامات ایران در برابر هر نوع انتقادی است.
نمونههای آشکار این سرکوب را در پروندهی مشهور فعالان «مؤسسه حیات وحش میراث پارسیان» میبینیم. در سال ۱۳۹۶، چندین پژوهشگر و فعال محیط زیست از جمله کاووس سیدامامی، نیلوفر بیانی، سام رجبی، طاهر قدیریان، مراد طاهباز
هومن جوکار توسط سازمان اطلاعات سپاه بازداشت شدند. اتهام اصلی آنان چیزی جز نصب دوربینهای تلهای برای پایش یوز آسیایی نبود، اما نهادهای امنیتی تحت فرمان خامنهای با پروندهسازی و تبلیغات دروغین، آنان را به جاسوسی متهم کردند.
سرنوشت این فعالان فاجعهبار بود. کاووس سیدامامی، استاد دانشگاه و چهرهای برجسته در حوزه محیط زیست، تنها چند هفته پس از بازداشت در زندان اوین «به طرز مشکوکی» جان باخت؛ مقامات حکومتی ادعا کردند که او «خودکشی» کرده است، اما خانواده و همکارانش بارها این روایت را رد کردهاند. دیگر همکاران او مانند نیلوفر بیانی، با شکنجههای روحی و جسمی، وادار به اعترافات تلویزیونی شدند. او در نامههایش از تهدید به تجاوز، فشارهای روانی شدید و آزارهای سیستماتیک در زندان پرده برداشت.
مراد طاهباز، فعال دو تابعیتی، به ۱۰ سال زندان محکوم شد و همچنان در شرایط دشوار سلامتی به سر میبرد. هومن جوکار و طاهر قدیریان نیز سالهاست بدون هیچ سند و مدرک معتبر در حبس هستند. این سرکوب بیرحمانه نشان میدهد که برای خامنهای و نهادهای امنیتیاش، حفاظت از طبیعت جرم است و هر گونه کنش مدنی برابر با تهدید علیه بقای نظام.
در خرداد ۱۳۹۷ عیسی کلانتری، رئیس وقت سازمان محیط زیست رژیم ایران در واکنش به بازداشت گسترده فعالان که از زمستان ۱۳۹۶ به بعد دستگیر شدند و در مصاحبهای با خبرگزاری جمهوری اسلامی گفت که «یک کمیته چهار نفره» از دولت به این نتیجه رسیدهاست که شواهدی علیه این فعالان حیات وحش که به «اتهام جاسوسی» بازداشت شدهاند، وجود ندارد. عیسی کلانتری افزود که به نظر او آنها بدون ارتکاب به جرم بازداشت شدند. کلانتری از وجود یک طیف قدرتمند به گفته او «گروه فشار» در حکومت ایران سخن گفت که به ادعای او «قدرت بسیاری دارند» ولی اساساً «اهل گفتگو» نیستند.
و اکنون در سال 1404 در حالی که جنگلهای هیرکانی نابود میشوند،دریاچه ها و تالابهایی چون ارومیه، هورالعظیم ، گاوخونی و میقان اراک خشک میگردند و یوز ایرانی در آستانه انقراض کامل است، حکومت به جای سرمایهگذاری برای نجات این سرمایههای ملی، فعالان دلسوز را در زندان میاندازد. چرا؟ چون رهبر دیکتاتور و باند فاسد امنیتی اش از شکلگیری جامعهای مستقل از حکومت وحشت دارد؛ جامعهای که بتواند فساد، ناکارآمدی و تخریبگری نهادهای حکومتی را افشا کند.
مسئول مستقیم این فجایع، علی خامنهای رهبر دیکتاتور ایران است ، که با فرمانهای پشت پردهاش به سپاه پاسداران و قوه قضاییه، زمینهساز چنین پروندهسازیهایی میشود. اوست که سکوت میکند وقتی دانشمندان بیگناه زیر شکنجه شکسته میشوند و برای حفظ قدرت خود، حتی آینده زیستمحیطی ایران را قربانی میکند.
فعالان محیط زیست زندانی، نماد وجدان بیدار ایران هستند. سرنوشت آنان یادآور این حقیقت تلخ است که تا زمانی که علی خامنهای بر رأس نظام استبدادی جمهوری اسلامی قرار دارد سرمایه های کشور خرج سرکوب توسط سپاه تروریستی پاسداران در ایران و همچنین جنگ افروزی در خارج از کشور میشود و نه مردم ایران ، نه طبیعت و نه آینده کشور.
آزادی فعالان محیط زیست تنها بخشی از خواستهای بزرگتر است: پایان دادن به حکومتی که حیات اجتماعی، فرهنگی و طبیعی ایران را به گروگان گرفته است.
نویسنده: اشکان غفوری
فعال سیاسی محیط زیست



نظر شما در مورد این مطلب چیه؟