تشکل های آزربایجان باید خود را بازنشسته کنند یا بکلی ساختارشان را تغییر دهند
در سالهای اخیر، بیش از هر زمان دیگری ضرورت بازنگری عمیق در سازماندهی، سیاستها، رهبری و استراتژی تشکلهای آزربایجانی احساس میشود. شرایط اجتماعی، سیاسی و ارتباطی جهان و منطقه بهسرعت تغییر کرده، اما بخش قابلتوجهی از تشکلهای موجود همچنان با الگوها و ذهنیتهای چند دهه قبل حرکت میکنند؛ گویی زمان برای آنها متوقف شده است.
واقعیت این است که بسیاری از تشکلهای فعلی کهنه، تکراری، بیبرنامه و بیتدبیرند. کادرهای رهبری این تشکلها در دو تا سه دهه گذشته تقریباً بدون تغییر باقی ماندهاند؛ چهرههایی ثابت که نه توان نوسازی فکری دارند و نه ارادهای برای واگذاری مسئولیت به نسل جدید. نتیجه چنین وضعیتی، رکود، انزوا و فاصله گرفتن روزافزون این تشکلها از بدنه واقعی جامعه آزربایجان بوده است.
از نظر سازمانی، این تشکلها عملاً فاقد ابزارهای مدرن سازماندهی هستند. نه شبکهسازی مؤثر دارند، نه ساختار شفاف تصمیمگیری، و نه برنامهای مشخص برای جذب نیروهای تازه. از منظر رسانهای نیز وضعیت بهتر نیست؛ بسیاری از آنها رسانه تأثیرگذار ندارند یا در بهترین حالت، به چند کانال کممخاطب و تکرار شعارهای قدیمی بسنده کردهاند. مهمتر از همه، این تشکلها از داخل کشور خبر دستاول ندارند و تحلیلهایشان اغلب بر پایه شنیدهها، حدسها یا روایتهای بیرونی شکل میگیرد؛ امری که آنها را از واقعیتهای میدانی جامعه آزربایجان جدا کرده است.
در چنین شرایطی، یک گزاره روشن پیش روی ماست:
یا این تشکلها باید بهطور بنیادین تغییر کنند، یا جایشان در موزه تاریخ است.
تغییر نه در حد اصلاحات سطحی و تعویض چند شعار، بلکه دگرگونی واقعی در شیوه رهبری، ساختار تشکیلاتی، ارتباط با جامعه و فهم تحولات روز.
تجربه سالهای اخیر نشان داد که برخی از این تشکلها در راستای پروژههای پهلوی حرکت کردند و کوشیدند خود را در آن چارچوب تعریف کنند. اما از آنجا که این جریانها در داخل آزربایجان فاقد پایگاه اجتماعی و اقبال مردمیاند، خوشبختانه نتوانستند صدمه جدی و ماندگاری به آزربایجان وارد کنند. این خود گواه روشنی است بر اینکه هر حرکتی که از متن جامعه برنخیزد و با خواست و آگاهی مردم پیوند نداشته باشد، محکوم به شکست است؛ حتی اگر از حمایتهای بیرونی برخوردار باشد.
آینده حرکت آزربایجانی نیازمند تشکلهایی نو، پویا، پاسخگو و ریشهدار در جامعه است؛ تشکلهایی که به جای تکرار گذشته، شجاعت نقد خود، کنار رفتن چهرههای فرسوده و میدان دادن به نسل تازه را داشته باشند. بدون این بازنگری بنیادین، نهتنها پیشرفتی حاصل نخواهد شد، بلکه فاصله میان تشکلها و مردم هر روز عمیقتر خواهد شد.
تایماز اورمولو
۲۰ ژانویه ۲۰۲۶ مادرید
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟