خرداد ۸۵، هويت در تبعيد: از کاريکاتور تا منشور مطالبات ملی مدنی آذربايجان
خرداد ۱۳۸۵، فراتر از خروشِ اعتراضیِ جمعیتی خشمگين، تبلورِ بحرانی ساختاری در مناسباتِ قدرت و هويت در ايران بود. کاريکاتورِ توهينآميز روزنامه ايران، نه علت، بلکه کاتاليزوری بود که آتشِ زير خاکسترِ تبعيض و انکار را شعلهور ساخت. برای فهمِ جامع اين رخداد، بايد از سطحِ ظاهریِ اعتراضات فراتر رفته و به عمقِ لايههای تاريخی، اجتماعی و سياسیِ مسئله نفوذ کرد.
خرداد ۸۵ را نه میتوان صرفاً واکنشی احساسی به يک توهين رسانهای دانست و نه صرفاً تلاشی برای احقاقِ حقوقِ فرهنگی. اين رخداد، در حقيقت، نقطه عطفی در تاريخِ جنبشِ ملی-مدنی آذربايجان بود که منشورِ مطالباتِ اين جنبش را از زيرِ غبارِ سکوت بيرون کشيد و در معرضِ ديدِ افکارِ عمومی قرار داد.
مسئله هويت و تبعيض در ايران، ريشههایی عميق در تاريخِ معاصر دارد. پروژه تجددِ آمرانه پهلوی، با محوريتِ ايدئولوژیِ ناسيوناليستیِ ايرانی، تلاش کرد تا هويتهای قومی و فرهنگیِ متنوعِ ايران را در يک هويتِ ملیِ يکپارچه و همگون ادغام کند. اين سياست، با انکارِ هويتهای غيرفارس، سرکوبِ زبانها و فرهنگهای محلی و تبعيض در تخصيصِ منابع و فرصتها، احساسِ نارضايتی و بیعدالتی را در ميانِ اقوام و اقليتهای قومی دامن زد.
پس از انقلاب اسلامی، انتظار میرفت که اين سياستها تغيير کرده و حقوقِ اقوام و اقليتها به رسميت شناخته شود. اما، با وجودِ برخی تغييراتِ ظاهری، سياستِ انکارِ هويت و تبعيضِ فرهنگی و اقتصادی همچنان ادامه يافت. در چنين بستری، اعتراضاتِ خرداد ۸۵، نه تنها واکنشی به يک کاريکاتور، بلکه فريادِ اعتراض به دههها سياستِ تبعيضآميز و انکارِ هويت بود.
اعتراضاتِ خرداد ۸۵، از همان آغاز، ابعادی فراتر از يک اعتراضِ هويتیِ صرف داشت. معترضان، علاوه بر محکوم کردنِ توهين رسانهای، خواستارِ به رسميت شناخته شدنِ حقوقِ فرهنگی، زبانی و سياسیِ خود بودند. آنها، خواستارِ آموزش به زبان مادری، رفعِ تبعيض در استخدام و تخصيصِ منابع، آزادیِ فعاليتهای فرهنگی و سياسی و مشارکتِ برابر در تصميمگيریهای سياسی بودند.
اين مطالبات، در حقيقت، بيانگرِ گذار از يک اعتراضِ هويتیِ صرف به يک مطالبه حقوقِ شهروندیِ جامع بود. معترضان، ديگر صرفاً خواستارِ حفظِ هويتِ خود نبودند، بلکه خواستارِ مشارکتِ برابر و عادلانه در ساختارِ سياسی و اجتماعی ايران بودند.
اما حکومت، به جای پاسخگويی به مطالباتِ معترضان، با خشونتِ تمام به سرکوبِ اعتراضات پرداخت. صدها نفر بازداشت و زندانی شدند و ده ها نفر نيز در جريانِ اعتراضات به شهادت رسیدند . اين سرکوبِ خونين، تأثيراتِ عميقی بر جنبشِ ملی-مدنی آذربايجان گذاشت.
از يک سو، سرکوبِ خشونتآميز، باعثِ راديکاليزاسيونِ بخشی از فعالان و کنشگران شد. آنها، به اين نتيجه رسيدند که امکانِ دستيابی به مطالبات از طريقِ کنشگریِ مسالمتآميز و قانونی وجود ندارد و بايد به کنشگریِ زيرزمينی و مبارزه خشونتآميز روی آورد.
از سوی ديگر، سرکوبِ اعتراضات، باعث شد تا بخشی ديگر از فعالان، به اهميتِ سازماندهی و هماهنگیِ بيشتر پی برده و تلاش کنند تا شبکههای ارتباطی خود را گسترش دهند و استراتژیهای مؤثرتری برای پيشبردِ مطالباتِ خود اتخاذ کنند.
جنبشِ ملی-مدنی آذربايجان، پس از خرداد ۸۵، با چالشها و فرصتهای متعددی روبرو بوده است. از يک سو، تداومِ سياستِ سرکوب و محدوديتهای اعمال شده از سوی حکومت، همچنان يکی از موانع اصلی پيش روی اين جنبش است. از سوی ديگر، افزايشِ آگاهی، سازماندهی و همبستگی در ميانِ فعالان و کنشگران، فرصتهای جديدی را برای پيشبردِ مطالباتِ مردم فراهم کرده است.
در چنين شرايطی، رمزِ موفقيتِ جنبشِ ملی-مدنی آذربايجان در آينده، در اتخاذِ يک استراتژیِ چندوجهی و انعطافپذير است. اين استراتژی، بايد شاملِ مواردِ زير باشد:
تأکيد بر کنشگریِ مسالمتآميز و قانونی: با وجودِ محدوديتها و سرکوبها، جنبش بايد تلاش کند تا از طريقِ کنشگریِ مسالمتآميز و قانونی، مطالباتِ خود را پيگيری کند.
توسعه شبکههای ارتباطی و ائتلافسازی،جنبش بايد تلاش کند تا شبکههای ارتباطی خود را گسترش داده و با سايرِ جنبشهای اجتماعی و سياسی در ايران و جهان، ائتلاف کند.
توليدِ دانش و آگاهی، جنبش بايد تلاش کند تا با توليدِ دانش و آگاهی، افکارِ عمومی را نسبت به مسائل و مطالباتِ خود حساس کند.
تأکيد بر مطالباتِ مشترک و فراگير، جنبش بايد تلاش کند تا مطالباتِ مشترک و فراگير را در کانونِ توجه قرار داده و از طرحِ مطالباتِ تفرقهآميز و انحرافی پرهيز کند. اما در پایان خرداد ۸۵، تنها يک رخدادِ اعتراضیِ گذرا نبود، بلکه آغازی برای يک فرآيندِ طولانی و پيچيده بود که هدفِ آن، تحققِ حقوقِ ملی-مدنی ملت آذربايجان در ايران است.
اين فرآيند، با چالشها و موانعِ متعددی روبرو است، اما با اتخاذِ يک استراتژیِ هوشمندانه و با تکيه بر اراده و همبستگیِ مردم، میتوان به تحققِ اهدافِ آن اميدوار بود.
خرداد ۸۵، يادآورِ اين نکته است که تبعيض و انکار، نمیتواند برای هميشه ادامه يابد و سرانجام، فريادِ اعتراضِ مردم، ديوارهای سکوت را خواهد شکست.
سهند اورمولو



