ملک الشعرای بهار و تشکیل جمهوری آزربایجان
اواخر سال ۱۲۹۶ شمسی بود که با شکست نیروهای جنگ طلب تزار در برابر نیروهای بلشویکی، به تدریج نیروهای روس آزربایجان را ترک کرده و از مسیر مختلفی چون باکو و تفلیس راهی خانههای خود میشدند.
فروپاشی قوای روس و عدم تامین مالی انها سبب شد تا شهرهای مسیرشان و بازارهای آنها چون سلماس و اورمیه یغما شود تا بلکه بتوانند پولی برای برگشت بیابند.
شکست اقتدار روس در آزربایجان شمال آراز که از طرف روسها قفقازیه نامگذاری شده بود سبب شد تا ملییون آزربایجانی پس از دههها سکوت، سعی کنند اقتدارشان را بدست آورند و حداقل در حد اقتدار خانات باکو، شکی، ایروان و گنجه و … حکومتی داشته باشند.
تحولات بعدی نشان داد که منطقه قفقازیه روس بایستی به سه کشور آزربایجان به مرکزیت باکو، گرجستان به مرکزیت تفلیس و ارمنستان به مرکزیت شهر تورکنشین و مسلمان نشین ایروان تقسیم شود.
از همان تشکیل کشور آزربایجان، بانیان فرهنگی «ایران نو » ساز مخالف با این کشور نواختند و با شانتاژهای مطبوعاتی سعی کردند دولت تازه تاسیس آزربایجان را گیج بکنند.
در بین این برجستگان فرهنگی ملک الشعرای بهار نقش عمدهای داشت بطوریکه عالم شعر و ادب متحیر بود از این همه کینهورزی و عناد.
کار بجایی رسید که صرفا بدلیل نگاههای شونیزمی جدیدی که پس از تصرف طهران توسط نیروهای غیر آزربایجانی، حاکم بر هیئت حاکمه ایران نو شده بود، اراده ملی یک جامعه مسلمان برای خروج از یوغ روسیه نه تنها هیچ انگاشته میشد بلکه انواع اقسام آسمان ریسمان کردن از بررسی تاریخ گذشته مشترک تا ادبیات مشترک به عنوان دلایل عدم تشکیل کشور جمهوری آطربایجان رکلام میشد.
جالب اینکه این بزرگان علم و ادب با ارمنستان و گرجستان کاری نداشتند و فقط و فقط با آزربایجان سرناسازگاری داشتند… تا اینکه عقلای دولت بدور از هر ماجراجویی واقعیت را پذیرفتند و سیدضیاءالدین طباطبایی مشهور را برای برقراری ارتباط سازنده به باکو فرستادند و وی بانی برقراری روابط برد برد با کشورهای تازه استقلال شد.
یکصد سال بعد دوباره تاریخ تکرار میشود و این بار نیز وزارت خارجه در پی تنظیم روابط برد-برد با آزربایجان است و روزنامههای شرق، ابتکار، اعتماد و دیگران که با ماسک اصلاح طلبی و صلح طلبی در حال یارگیری هستند با انتشار اخبار کذب و تحریک نیروهای تندرو دو طرف سرگرم متشنج کردن روابطی هستند که بغیر از تفکر رویایی-افسانهای شاهنامهای، هیچ عقل سلیمی آنرا قبول نمیکند.
آغاز مانور نظامی کشور همسایه ایران با آمریکا در کنار رود آراز پایان این مرحله از شانتاژهای این گروه خوش پوش و به اصطلاح خوش فکر ایرانی خواهد بود. مرحله دیگر شانتاژها کی آغاز خواهد شد به نظرم به همین زودی…. چون ایرانشهریها حیایی ندارند…
«دکتر توحید ملک زاده» – ۲۱ شهریور ۱۴۰۲
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟