وقتی پالایشگاه ها خاک ریز جنگ میشوند؛ ناکامی امنیتی یا تبعات ماجراجویی سیاسی؟
در هفتهها و ماههای اخیر، زنجیرهای از انفجارها، آتشسوزیها و آنچه «حوادث مشکوک» خوانده میشود، تأسیسات نفت و گاز ایران را در نقاط مختلف کشور هدف قرار دادهاند. در این میان، یک اظهارنظر تلویحی از سوی محمد بهرامی، عضو کمیسیون انرژی مجلس شورای اسلامی، توجه بسیاری را به خود جلب کرده است.
بهرامی در سخنانی تأیید کرده که:
«بخشی از این آتشسوزیها، نتیجه تخاصم با اسرائیل است.»
این اظهارات، هرچند غیرمستقیم، اما بهوضوح گواهی است بر بیثباتی شدید در امنیت زیرساختهای حیاتی کشور و تبدیل شدن تأسیسات انرژی ایران به اهداف آسان در یک میدان جنگ نیابتی منطقهای.
در حالی که پالایشگاهها و مجتمعهای پتروشیمی در بسیاری از کشورهای جهان، تحت بالاترین سطوح ایمنی و حفاظت فیزیکی فعالیت میکنند، در ایران اما تکرار حوادث فاجعهبار از بوشهر و ماهشهر تا عسلویه و تبریز، به امری عادی بدل شده و دیگر حتی به تیتر اول رسانهها نیز راه نمییابد.
یکی از نمایندگان مجلس نیز هشدار داده که این آتشسوزیها «در فواصل زمانی کوتاه و بهصورت تکراری در مراکز حساس» رخ میدهند؛ که این سخن تنها میتواند به نفوذ امنیتی، خرابکاری و ناکارآمدی سیستم دفاع صنعتی دلالت کند.
در این میان، سیاستهای منطقهای جمهوری اسلامی بیش از پیش زیر سوال رفته است. رژیمی که میلیاردها دلار از منابع ملی را صرف حمایت از گروههای نیابتی در لبنان، عراق، سوریه و یمن کرده، اکنون حتی توان خرید تجهیزات ضدحریق، سیستمهای هشدار سریع یا ارتقاء ایمنی تأسیسات نفتی را ندارد.
در حالی که ادبیات رسمی حاکمیت از «مقاومت» سخن میگوید، شعلههای آتش از زیرساختهای اقتصادی بلند شده و دود آن مستقیماً به چشمان مردمی میرود که روز به روز بیشتر، تاوان سیاستهای پرهزینه خارجی را میپردازند.
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟