لزوم تشکیل تشکل های مسلحانه تورک در آزربایجان جنوبی
از تاریخ یاد بگیریم و از تجربه های اجدادمان بهرمند شویم
چند دهه ای است که در بین مردم و تشکل های آزربایجان جنوبی بحث و گفتمان هایی برای تشکیل قوای مسلحانه آزربایجان جنوبی مطرح است، منتقدان و موافقان سرسختی نیز دارد.
برای تشکیل یک کشور مستقل و یا حتی فدرال در سطح بالا یک ملت نیازمند یک ارتش قوی می باشد، تا از ملت و شهروندان خودش دفاع کند.
نظریه موافقان فدرال ولی مخالفان تقسیم قوای نظامی این است که یک کشور فدرال نیازمند یک ارتش می باشد و آن هم برای تمامی مناطق یعنی در نظر بپیریم ایران متشکل از 7 منطقه باشه آن 7 منطقه نیازمند یک ارتش هست که مزایاو معایب خودش را دارد.
نظریه موافقان فدرال کامل و تقسیم قوای نظامی برای هر منطقه از لحاظ تاریخی قابل درک می باشد و این در صده اخیر نیز تجربه شد.
در سال 1324 بعد از ایجاد ایالت آزربایجان توسط سید محمد جعفر پیشه وری و ایجاد قوای نظامی برای حاکمیت فدرال در مناطق آزربایجان بسیار دوران درخشانی را به ارمغان آورد.
درست است این حاکمیت یک ساله توسط محمد رضا شاه پهلوی و همپیمانانش ” بریتانیا و آمریکا ” به خاک و خون کشیده شد و بیش از 25 هزار نفر قتل عام شد ولی بعد از گذشت نزدیک به صد سال هنوز آثار درخشانی از این یک سال طلایی به جای مانده است و طعم شیرین دمکراسی و آزادی، زبان زده مردم مانده است.
بعد از تضعیف قدرت منطقه آزربایجان در زمان و پهلوی انتقام سخت مردم در 29 بهمن 56 رژیم پهلوی را در هم شکست و در زمان خلع قدرت در ایران آیت الله شریعت مداری در تبریز با ایجاد جبهه غیر مسلحانه “خلق مسلمان” توانست مخالفت خود را از قدرت مطلقه ولایت فقیه اعلام کند اما نبود سواد و اراده کافی برای آزادی ملت آزربایجان حادثه تاریخی 1325 دوباره در تبریز به وقوع پیوست و مردم بیشماری در شهرهای آزربایجان به قتل رسید.
در اوایل انقلاب 57 حمله قوای مسلح گروه های کردی به شهرهای آزربایجان و قتل عام هزاران نفر در شهرهای سلماس، سولدوز و … در خاطره های مردم هنوز زنده است و همان ضربه ای در یک صده گذشته از نبود قوای مسلح آزربایجان دیده بود دوباره تکرارا شد.
حال چند سالی است بحث تشکیل قوای مسلح در آزربایجان دوباره به میان آمده است و این نیز نشان دهنده آغاز بحران در ایران و کشیده شدن این بحران به جنگ داخلی می باشد.
جمهوری اسلامی بعد از جنگ ایران و عراق کردها را به صورت سیستماتیک برای تغییر بافت جمعیتی آزربایجان به شهرهای مرزی آزربایجان اسکان می دهد، تا ارتباط آزربایجان با ترکیه را مسدود کند.
گروه های تروریستی کردی که جامعه جهانی نیز آن گروه های را تروریستی می خواند، در ایران نیز شاخه های متفاوتی دارند و غیر فعال می باشند اما همه آنها یک هدف را دنبال میکنند و آن هم تغییر بافت جمعیتی شهرهای بین ترکیه و آزربایجان و ایران نیز به این کار هزینه های زیادی را متقابل می شود.
وزیر داخلی سابق ترکیه سلیمان سویلو بعد از بازدید از مرز ایران و ترکیه که به شهر ماکو نزدیک می باشد سخنانی را مطرح کرد که تشکل های آزربایجانی از روی آن گذشتند ( سویلو: وجود کمپ های آموزشی گروه های تروریستی کردی در کوه ها ایران و حمایت این رژیم از این گروه ها را مطرح کرد.)
نفوذ برخی عوامل جمهوری اسلامی به حرکت ملی آزربایجان قابل انکار نیست و در صورت انکار باید شکست را بپذیریم، و ترسی که این عوامل در داخل تشکل های آزربایجانی ایجاد کرده اند مانع بزرگی برای تشکیل گروه های مسلحانه شده است.
مردم آزربایجان جنوبی و تشکل های آن باید درسی از فاجعه قاراباغ را به دست آورده باشند که در کوچکترین خلع قدرت در ایران گروه های مسلح کردی مردم آزربایجان را قتل عام و شهرها را تصرف خواهند کرد و دل بستن به دولت آزربایجان شمالی و ترکیه اشتباه بزرگی خواهد بود که نمی توان آن را جبران کرد.
ادامه سلسله اعتراضات در ایران و تنگ شدن این سلسله ها خبر از دگرگونی و حتی فروپاشی قدرت در ایران را به ما نشان می دهد و در صورت آماده نبودن مراکز فکری آزربایجان در این حادثه شکست برزگ یا حتی حذف شدن از این منطقه را شاهد خواهیم بود.
حال باید تشکل های آزربایجان تمامی تلاش های خود را برای ایجاد گروه های مسلحانه برای یک هدف را آغاز کنند. که در کنار آن ایجاد لابی در کشورهای مختلف نیز می باشد.




